درسی از طبیعت (به بهانه روز طبیعت)

       با فرارسيدن بهار و زنده شدن مجدد طبيعت كه براي اهل نظر درس‌هاي زيادي را از جمله حيات مجدد پس از مرگ و احياي اميد و طراوت در دل و غيره در پي دارد و همگي نيز البته درست است ، ولي قصد من پيام همين رخداد از زاويه‌اي ديگري است كه براي خود من بسيار تاثيرگذار بوده است.

    با آغاز فصل رويش هر درخت ميوه در مسير كمال خود از زمين رشد خود را آغاز نموده و به سمت خورشيد و رو به سوي نور حركت خود را آغاز مي‌كند. ممكن است اين رويه چند سال به طول بيانجامد تا نهال اوليه به تكامل و بلوغ خود برسد و آنگاه شكوفه داده و مهياي ميوه دادن مي‌شود.

    در اين ميان او تنها به رشد و كمال خود مي‌انديشد! و تمامي رويدادهاي اطرافش او را از اين مسير باز نمي‌دارد و حتي درپي ثمر دادن نيز نمي‌باشد. مادام كه آب را از زمين و نور را از آسمان مي‌گيرد به رشدش ادامه مي‌دهد. درخت پس از تكامل به ‌طور طبيعي ميوه مي‌دهد و پس از آن ، جماعت اطرافش يا در سايه سارش مي‌آرامند و يا از ميوه‌اش تناول مي‌كنند. ضمن اينكه او استفاده كنندگانش را نيز برنمي‌گزيند و ميوه‌اش را بر هر گذرنده‌اي عرضه مي‌كند.

    گل‌ها نيز چنين اند. گل ياس نيز فقط به تكامل مي‌انديشد و پس از كمال ، خود به خود عطر افشاني مي‌كند و هركس را در مسير بهره‌مند از بوي خوش مي‌كند. آنجا كه قرآن مي‌فرمايد: يا اَيّها الّذين آمنوا عَلَيْكُم اَنْفُسَكُم (بر شما باد خودتان) چه بسا اشاره به همين موضوع نيز داشته باشد.

    اساساً نشانه موجود زنده تغذيه و توليد يا توليدمثل است. طبيعي است كه توليد پس از بلوغ رخ مي‌دهد و البته بلوغ هر يك در زمان خاصي است. همچنانكه زندگي مادي داريم زندگي معنوي هم داريم و اينچنين است تغذيه و توليد. غير از اين كه باشد هم آن موجود بسان مردگاني است در ميان زندگان و بهره  قرآن نيز لِيُنْذُرَ مَنْ كانَ حَيّاً براي كسي است كه زنده است و از طرف ديگر هميشه گفته‌اند كه :

"بسوزد چوب درختان بي‌بر"

چه زيباست كه در روز طبيعت از اين درس صامت طبيعت نيز در

پايان تعطيلات و در آغاز سال شكوفائي نيز خوشه‌چيني كنيم.

اِنّ في ذلك لَعِبْرَةً لِاوُلي الابصار

اعتماد به نفس

حضرت امام خميني (ره):
مخترعين ما مي توانند در سطح بالا اختراع بكنند‚ مبتكرين ما مي توانند در سطح بالا ابتكار كنند به شرط اينكه اعتماد به نفس خودشان داشته باشند و معتقد بشوند به اينكه ((مي توانيم)). در رژيم سابق ((نمي توانيم)) را در بين همه قشرها شايع كردند به همه گفتند ما نمي توانيم و بايد تواناها بيايند و به ما تعليم بدهند‚ آنها هم كه مي آمدند تعليم نمي دادند‚ شماها را وابسته مي كردند. امروز كه دست همه آنها بحمدالله قطع شده است و ديگر براي آنها جايي در اين كشور باقي نمانده است اين شما جوان هاي كشور هستيد كه در هر جا هستيد بايد به فكر آتيه كشور خودتان باشيد (صحيفه نور ج 18 صفحه 146 تاريخ: 1/8/62)



مقام معظم رهبري :
چرا من مسئله‏ى اعتماد به نفس را اصلاً مطرح ميكنم؟ مگر در كشور چه اتفاقى افتاده كه بنده اصرار دارم روى اعتماد به نفس ملتمان يا جوانانمان تكيه كنم؟ توضيحى وجود دارد. ملت ما بر اثر انقلاب، بر اثر دفاع مقدس، بر اثر تأثير شخصيت ويژه‏ى امام ... و بر اثر پيشرفتهاى گوناگون، امروز به يك نصاب قابل قبولى از اعتماد به نفس دست يافته است. بيم آن هست كه در عرصه‏ى جنگهاى روانى و تبليغاتى و به اصطلاح جنگ نرم بين ما و دشمنانى كه بسيار اصرار بر ادامه‏ى اين نبرد دارند، اين اعتماد به نفس يا خدشه پيدا كند، تضعيف بشود، متزلزل بشود يا لااقل در حدى كه ملت ما به آن احتياج دارد، پيش نرود. ما در نيمه‏ى راهيم. من به عيان مى‏بينم كه در ذهن و زبان و عمل بسيارى از برجستگان كشورمان اين اعتماد به نفس هنوز به حد نصاب لازم نرسيده. (بيانات رهبر معظم انقلاب 13/10/86)

 

ادامه نوشته